جمال الدين محمد الخوانساري
91
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
نيستند مردم مگر عالم ومتعلم وآنچه غير اين دو باشد پس همجاند « همج » بفتح هاء وميم هر دو وجيم مگسهاى كوچكاند مانند پشه كه بر روى الاغها وگوسفندان مىنشينند ومراد اين است كه كسى كه اعتنائى باو باشد از مردم آن است كه يا عالم باشد ويا متعلم وهر كه از غير اين دو فرقه باشد از قبيل آن مگسهاست ودر حقيقت داخل آدم نيست . 3906 انّما السّعيد من خاف العقاب فامن ورجا الثّواب فأحسن واشتاق إلى الجنّة فادّلج . نيست نيكبخت مگر كسى كه بترسد از عقاب پس أيمن گردد ، واميد داشته باشد ثواب را پس نيكوئى كند ، ومشتاق باشد بسوى بهشت پس شبگير كند ، « بودن ترس از عقاب سبب ايمنى » باعتبار اين است كه كسى كه ترس از عقاب داشته باشد مرتكب گناهان نشود پس أيمن گردد از عقاب ، و « شبگير كند » يعنى در آخر شب بر خيزد از براي نوافل ، اين بنا بر اين است كه « فأدلج » بتشديد دال باشد از باب تفعل وممكن است كه « فأدلج » بتخفيف دال خوانده شود از باب افعال ، وترجمه اين باشد كه : پس سر شب براه افتد واين كناية است از پيشى گرفتن أو در طاعات وعبادات بمنزله مسافري كه شتاب كند وسر شب براه افتد . 3907 انّما يستحقّ اسم الصّمت المضطلع بالإجابة والّا فالعىّ به أولى . نيست مستحقّ اسم خاموشى مگر كسى كه توانا باشد بجواب گفتن واگر نه پس عجز بآن سزاوارتر است . مراد اين است كه خاموشى كه مستحسن است آن خاموشى است كه با قدرت بر سخن گفتن باشد وبر جواب گفتن از آنچه گفته باشند ، واما خاموشى كه از راه عدم قدرت بر سخن گفتن باشد پس عجز وناتوانى سزاوارترست باين كه